وقتی که روز آمده اما نرفته شب!

نگاه کن که غم درون دیده ام چگونه قطره قطره آب می شود

چگونه سایه ی سیاه سرکشم اسیر دست آفتاب می شود

نگاه کن، تمام هستی ام خراب می شود

شراره ای مرا به کام می کشد

مرا به آب می برد

مرا به داد می کشد

نگاه کن تمام آسمان من پر از شهاب می شود

تو آمدی ز دور ها و دور ها

ز سرزمین عطر ها و نور ها

مرا ببر امید دل نواز من

ببر به شهر شعر ها و شور ها

نگاه کن که نور شهر به راه ما چگونه قطره قطره 

نگاه کن تو می دمی و آفتاب می شود

+ نوشته شده در  پنج‌شنبه 12 فروردین 1395ساعت 12:37  توسط ناشکیبا  |  نظرات (2)