وقتی که روز آمده اما نرفته شب!

اگه روزی بنا به یک اتفاق ساده، در دم صبح یک جمعه ی زمستانی، در راس یا که حوالی شش صبح یاد خاطرات گذر کرده افتادید و با صدای بلند قاه قاه خندیدید، به طوری که تیرگی خانه ی کوچکتان هم از صدای خنده های دهشتناک به وحشت افتاد، حتما حتما در اندیشه ی درمان فرو روید و خیال چاره.

در این نشانه، علائم بسیاری از انواع پریشانگی های روحی و جسمی قابل دیدن است.

و ضمنا دقت کنید که صدای خنده هایتان حتما با موسیقی متن (ترجیحا غم افزا و غم ناک) توامان باشد و جاری، چرا که وجود چنین حالتی بر غنای روانپریشانگی ها و جسم پریشانی ها می افزاید و چه بسا طی خود افزونی بر بلندای قله ها در انواع نمودار های درمانگر بیفزاید.

و ما می خندیم در شش و بیست و شش دقیقه ی صبح. و تک نوازی سه تار هم ضمیمه ی خندیدنمان.

+ نوشته شده در  جمعه 2 بهمن 1394ساعت 06:25  توسط ناشکیبا  |  نظرات (1)