وقتی که روز آمده اما نرفته شب!

نفس نمی کشم که در تو بی تو بمیرم

به آتشم بکش که جان تازه بگیرم

+ پنج و چهل و دو دقیقه ی صبح! و فکر می کنم این بیداری ها نعیب مرگیست از دور! سرم سنگینه و بی خواب.

+ نوشته شده در  جمعه 2 بهمن 1394ساعت 05:41  توسط ناشکیبا  |  نظرات (0)