وقتی که روز آمده اما نرفته شب!

آه ای قلب محزون من 

دیدی چگونه سودا رنگ شعر گرفت

دیدی که جغرافیای فاصله را چگونه با نوازش نگاهی می شود طی کرد و نادیده گرفت؟

دیدی که رنج های کهنه را با ترنمی چگونه می شود فراموش کرد؟

دیدی که آزادی لحظه  ناب سرسپردن است.

دیدی که عشق یک اتفاق نیست, یک قرار قبلی است, مثل یک تفاهم ابدی, از ازل بوده و تا ابد ادامه خواهد داشت...

+ نوشته شده در  دوشنبه 14 دی 1394ساعت 01:15  توسط ناشکیبا  |  نظرات (0)